السيد عبد الكريم بن طاووس ( مترجم : مجلسي )

26

فرحة الغري ( فارسي )

اين منصب شيخ الإسلامى از مهمترين مناصب در روزگار صفوى بود و بزرگترين عالمان عصر اين سمت را مىداشتند . كسانى چون محقّق كركى ، حسين بن عبد الصّمد حارثى ، شيخ بهائى ، شيخ على منشار ( على بن هلال كركى ) ، ملَّا محمّد طاهر قمى ، آقا حسين خوانسارى ، و علَّامه محمّد باقر مجلسى ، در عصر صفوى به شيخ الإسلامى منصوب شدند . مينورسكى به نقل از شاردن آورده كه شيخ الإسلام عالىترين و مطَّلعترين مقام قضائى به شمار است . بايد دانست كه در اين منصب ، جنبهء مذهبى و مقام افتاء لحاظ مىشده است . شيخ الإسلام صفوى ، در حقيقت ، مجرى احكام دين بود و شاه امر به معروف و نهى از منكرات و اجراى احكام شرعى و سنن دينى و منع و بازدارى بدعتگران و فاسقان ، و في الجمله اقامهء قوانين شرع ، را از او توقّع داشت . پيش از مجلسى ، آقا حسين خوانسارى - يعنى همان حكيم و فقيه بزرگوارى كه ، به قول ميرزا عبد الله اصفهانى ، مجلسى در معقول شاگرد او بود ، شيخ الإسلام بود . وى در رجب 1098 درگذشت و - چنان كه آمد - در همان سال علَّامهء مجلسى شيخ الإسلام شد . اين شيخ الإسلامى در واقع يكى از روزنه‌هاى اثرگذارى عالمان دين بر دربار صفوى بود . از اين رو ، عالمان صفوى - با همه تنزدنشان از پيوند با دربار و مناصب دولتى ( كه در اسناد ، مذكورست ) - ، براى جهتدهى دولت صفوى در طريق شرع شريف - و لو به حدّى كه در قدرت و حوزهء نفوذ ايشان مىگنجيد - بدين منصب تن مىدادند . از خود علَّامهء مجلسى گزارشهائى مبنى بر ميل او به دورى از اين دستگاه منقول است . وى در اين دوران به وضعى شايسته به امور قضائى ، رفع دعاوى مسلمانان ، شركت در مراسم دينى ، نماز جمعه و جماعات و ديدار مؤمنان مىكوشيد و در عين حال در « تدريس » هم نهايت شوق را به كار مىبرد . تاريخ شمارى از اجازه نامه‌هاى علمى او به همين دوره بازمىگردد . مينورسكى و لكهارت ، در اثر بدفهمى اسناد ، علَّامهء مجلسى را داراى سمت « ملَّا باشى » نيز دانسته و دامنهء سهو خود را قدرى گسترده‌اند ، ولى اين اشتباهى بيش نيست ؛ و استاد حسن طارمى در تكنگاشتى در بارهء علَّامهء مجلسى ، تفصيل خطاى اين